ورود

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *
مرا بخاطر داشته باش

ایجاد یکصد هزار فرصت شغلی

پیش از هر چیز به این نکته مهم توجه کنید:

در ایران با یک تعریف قدیمی شغل عبارت است از واگذاری یک منصب، پست یا کار به یک فرد متخصص ، کم تخصص  یا بدون مهارت، در ازای پرداخت یک مبلغ مشخص به عنوان حقوق ماهیانه و در برخی موارد پرداخت پورسانت، بدون در نظر گرفتن اینکه کار صورت گرفته توسط فرد استخدام شده چقدر مفید و مطلوب است.

یعنی اینکه یک عنوان شغلی را به یک فرد با قرارداد دائم یا موقت واگذار می کنیم و در ازای حضور وی در ساعات مشخص و در مکان معلوم حقوق ماهیانه به وی پرداخت می کنیم.

این نگرش به کار باعث شده متوسط کار مفید هر ایرانی 800 ساعت در سال باشد و این یعنی ما در طول سال به افراد شاغل  حقوق ومزایا و ... پرداخت می‌کنیم و آنها فقط  ثلث ساعات کاری را به کار مشغول هستند!

این نگاه غلط به کار موجب شده، تا برای ایجاد شغل منابع هنگفت مشخصی لازم باشد، تا بتوان حقوق ماهیانه افراد کم کار را درتاریخ مشخص پرداخت نمود. فارغ  از اینکه فعالیت شاغلین در کسب درآمد و ارزش افزوده در سازمان مربوطه چقدر موثر باشد.

همین است که دولتها همواره در ایجاد شغل با این تعریف ناتوانند و با صرف هزینه های کلان در این زمینه همواره بدهکار و عقب مانده از نیاز بازار در ایجاد اشتغال هستند.

اگر ایجاد اشتغال را به مثابه یک مقصد در نظر بگیریم، این تعریف از کار مانند این است که ما برای رسیدن به هدفمان بایستی از یک کوهستان بلند، با یک وسیله نقلیه معیوب عبور کنیم که سرنشینان آن به حق، رسیدن به مقصد را طلب می‌کنند، اما هیچ نقشی در رسیدن به این هدف دنبال نمی کنند و پس از رسیدن به مقصد نیز کمکی به اصلاح وسیله نقلیه برای رساندن یک گروه دیگر به مقصد نخواهند کرد.

ظاهرا برای حل مساله ، چاره این است که برخی مولفه هار ا در مقیاس وسیع عوض کنیم. مسیر را تغییر دهیم و برای بهبود اوضاع همسفران خود را که همان افراد جویای کار هستند به تحرک بیشتر وارداریم.

تغییر مسیر از حالت  سنتی به روش مدرن

با علم به این موضوع که دنیای دیجیتال به طرق مختلف تجارت را تغییر داده است باید پذیرفت که ساختارهای سازمانی سنتی، و از جمله اشتغال به معنی سنتی آن دیگر نمی‌توانند با این تحولات برق آسا سازگار باشند و نیاز جامعه را برآورده سازند.یکی از چالشهای اساسی دولتها در ایران معطوف به همین امر است که با قواعد سنتی مجبورند نیازهای روزافزون جامعه و بالاخص جوانان و فارغ‌التحصیلان را برآورده نمایند. سرعت روزافزون جهانی سازی و تغییرات شدید، نیازمندی به  یک ساختار تجاری که بتواند این شرایط را به بهترین وجه بکار گیرد، حیاتی ساخته است. عدم توجه دولتها به این شرایط جدید باعث ناکارآمدی  آنها در حوزه‌های مختلف از جمله اشتغال شده است.

بسیاری از مشاغلی که امروزه در جهان جزء مشاغل روتین و مشخص هستند، حتی در نیم قرن گذشته طراحی هم نشده بودند. هیچ کس فکر نمی‌کرد، بر اساس جمع‌آوری اطلاعات در یک موتور جستجو هزاران شغل در سراسر جهان ایجاد شود. اندیشه اینکه شرکتهای تاکسیرانی با یک نرم افزار پاسخگوی میلیونها کاربر باشند و خرید و فروش مواد غذایی آنلاین باشد، هنوز رنگ و بوی کسب و کار به خود نگرفته بود. با این اوصاف تغییر نگرش جوامع به موضوع ایجاد شغل باعث انفجار در اشتغال و ایجاد هزاران شغل در زمینه های مختلف از جمله فروش، مسکن، حمل و نقل، غذا و دارو و... شد.

گروه جاده ابریشم ظرف دهه گذشته روی این تغییر نگاه کار کرده و اکنون آماده است با یک تعریف عملیاتی و جدید دریچه‌ای نو را به روی افراد جویای کار باز کند.

ما می‌توانیم از طریق یک سازمان منسجم، مطابق با توانایی افراد جویای کار، فرصتهای بی‌شماری را ایجاد کنیم، که افراد با قرار گرفتن در آن موقعیتها، و انجام فعالیت مفید بتوانند کسب درآمد کرده و حقوق خود و سهم سازمان را تامین کنند. با این روش هم مشکل اشتغال این افراد حل شده و هم شاخص بهره‌وری در وضعیت بهتری قرار می‌گیرد. در واقع با ایجاد این سازمان به میزان افراد فعال کشور و سرانه تولید ناخالص ملی اضافه شده و صرفا با استخدام افراد حقوق‌بگیر غیرفعال مواجه نخواهیم بود.

  

فرصتهای شغلی جدید با هزینه کم و بهره وری بالا

آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد،اقتصاد ایران در سال 2014 با تولید ناخالص داخلی قریب به 1.4 تریلیون دلاری بر حسب برابری قدرت خرید، هجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا بود. تجارت خرده فروشی سهم بزرگی از اقتصاد ایران را به خود اختصاص داده است و در سالهای بین 2009 تا 2014 با وجود کوچکتر شدن اقتصاد  ایران، این تجارت  7% رشد داشته است. میانگین مخارج خرده فروشی اسمی هر خانوار پس از کسر مالیات ، حدود 5500 دلار در سال است.

بیش از نیمی از خانوارهای ایرانی درآمد سالیانه در سطحی دارند که ما آن را مصرف‌کننده (کاربر شبکه) تعریف می‌کنیم. نسبت فعلی خانوارهای مصرف‌کننده در ایران دو برابر این نسبت در چین و هند و هم‌تراز روسیه است. 

درجه شهر نشینی ایران یک دارایی است .   ایران دارای 8 شهر با جمعیت بیش از یک میلیون نفر است که بزرگترین آنها یعنی تهران، بیش از 8 میلیون نفر جمعیت دارد. ایران با نسبت سه چهارم جمعیت شهرنشین، دارای درجه شهرنشینی بیش از دوبرابر هند است. این کشور همچنین از این لحاظ بالاتر از کشورهای متعدد اروپایی از جمله ایتالیا، پرتغال، اتریش و ایرلند قرار دارد.این کشور همچنین بسیار بالاتر از چین با سطح شهر نشینی 56 درصد است.

تولید ناخالص داخلی تهران از لحاظ برابری قدرت خرید، بیشتر از ریودوژانیرو، ملبورن، برلین، هامبورگ و رم است. تراکم شهرنشینی موجب ایجاد فرصتهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی می‌گردد.

اگر هر فرصت شغلی را از منظر میزان درآمد و مشتریان آن نگاه کنیم. از این نگاه ایران یک بازار با حدود 80.000.000 نفر جمعیت در داخل و همین تعداد مشتری بالقوه در بازارهای نزدیک است. با این‌حال ما طرح را برای بازار داخلی ایران بررسی می‌کنیم و باز از بازار داخلی نیمی از جمعیت با درآمد در سطح مصرف‌کننده را به عنوان مشتریان خود متصور می‌شویم. (البته خواهیم دید این روش به راحتی برای کل بازار ایران و همسایگان قابل گسترش است)

ما برای ایجاد یکصدهزار فرصت شغلی برای این بازار هدف ، هر فرد جویای کار  را متناسب با آموزشهای دریافتی،  در یک حوزه جمعیتی متمرکز فعال نماییم. یعنی در هر حوزه جمعیتی به ازای تعداد مشخصی خانوار از یک فرد در رشته های تولید بستر الکترونیک(برنامه‌نویس)، بازاریاب و دیجی‌من دعوت به همکاری می کنیم.

نکته مهم این است که چگونه هر فرد شاغل در این طرح از هر خانوار در حوزه مشتریان خود بتواند حداقل درآمد لازم را کسب نماید.

هر یک از افراد شاغل در این طرح،  بایستی بتواند حقوق مصوب وزارت کار را به عنوان حداقل میزان درآمد کسب کند، تا فرصت شغلی ایجاد شده به حیات خود ادامه دهد. به بیان دیگر هر واحد شغلی باید بتواند به طور میانگین از هر عضو در حوزه مشتریان خود، ماهیانه مشخصی کسب کند.

در این روش نیازی نخواهد بود که دولت برای ایجاد هر شغل مطابق با آمارهای متناقض از 40میلیون تا 160 میلیون هزینه کند. هر فرصت شغلی در این روش تنها به  چند میلیون تومان سرمایه‌گذاری به صورت وام نیاز دارد که چنانچه دولت یا بخش خصوصی آن را تامین کند، در میان مدت قابل بازگشت خواهد بود.

 

کانال هوشمند  فروش کالا و خدمات

همه ما دوست داریم در سرزمینی زندگی کنیم که امکاناتی شایسته لیاقتهایمان به ما اختصاص یابد. جایی که ‌اگر محصولی را در آن عرضه می‌کنیم یا تبلیغاتی را برای خدماتمان ارائه می‌دهیم ، به چشم تمام مشتریان هدف ما  بیاید . شهری مطلوب ماست که برای بازدید از نمایشگاهها و فروشگاههای آن سلامتی و وقت گران‌قیمت خود را در شرایط پیش‌بینی نشده آن از دست ندهیم . با خطای ناچیز برنامه‌ریزی کنیم و در ازدحام و تراکم محصولات و خدمات ارائه شده به راحتی به مطلوب خود دست یابیم. این زندگی مطلوب به کمک ایجاد مدلهای صحیح از سرزمینی که در آن به سر می‌بریم قابل دسترسی است . کافی است پهنه‌های دلخواه از زمین را در فضای مجازی مدل کنیم ، اطلاعات را اضافه نماییم و دسته‌بندیهای مطلوب خود را بر روی اطلاعات موجود انجام دهیم. خدمات را آنطور که هست و با تمام قابلیتهای ممکن، برای مشتری خود به نمایش در آوریم . قوانین محلی وجزئیات را بر آن قسمت از کره زمین که تحت مدیریت ماست، تعریف کنیم و یک کانال هوشمند  فروش کالا و خدمات [1]را به صورت الکترونیک در اختیار مشتریان و شهروندان قراردهیم.

پس از سالها تولید، تحقیقات و تست،  گروه جاده ابریشم آماده است با تشکیل یک  سازمان مجازی [2] مبتنی بر اینترنت و با استفاده از آخرین فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، به‌ویژه اپلیکیشن موبایل و وب سایت، وبا همکاری با افراد جویای کار، به سرعت در سراسر ایران یک  هاب هوشمند فروش کالا و خدمات ایجاد نماید.

با فعالیت سازمان مجازی جاده ابریشم  100.000 ناحیه جمعیتی تعریف و در هر ناحیه  از طریق یک سامانه الکترونیک  فردی با عنوان " دیجی من[3]" را استخدام می‌نماید تا یک فرصت شغلی در اختیار او قرار دهد. 

 بازار جدید نیازمند سازگاری مداوم و واکنشهای فوری بر اساس اطلاعات لحظه ای و به روز است. سرعت هم‌اکنون یک شاخص رقابتی است و در نتیجه مدل قدیمی و کلاسیک تجارت رنگ خواهد باخت. امتیازات رقابتی گذشته دیگر دوام ندارد، استراتژیهای مبتنی بر هزینه به سختی باقی‌مانده و دوام می‌آورند. امروزه در سراسر دنیا سازمانها و شرکتهایی که در یک سازمان، حجم وسیعی از فعالیتها را انجام می‌دادند، جای خود را به شرکتهای کوچکی داده‌اند که برای جلب رضایت مشتریانشان روی فعالیت خاصی متمرکز شده‌اند. دیجی من در واقع نماینده سازمان مجازی در یک شرکت محلی است که از ابزار بسیار پیشرفته سازمان مجازی بهره برده و بر ارائه خدمات به  خانوارهای محدوده سرویس خود متمرکز است.

 یک فرد جویای کار مراحل زیررا برای تبدیل شدن به یک دیجی من طی می‌کند:

1-       از طریق سامانه الکترونیک سازمان اقدام به ثبت نام و تشکیل پروفایل خود می‌کند. تمامی مراحل کار با سامانه به ساده‌ترین نحو ممکن قابل انجام است و آموزش خاصی برای ثبت نام لازم نیست.

2-      هر دیجی من  پس از تایید هویت، نماینده سازمان در ناحیه جمعیتی خود می‌شود و در ماه نخست فعالیت خود، اقدام به ورود اطلاعات فروشگاهها، تکنسینها و تعمیرکاران محلی، خدمات، بازارها و ... می‌کند. هرچقدر  دیجی من  این اطلاعات را به دقت وارد نماید، احتمال اینکه درپایان ماه درآمد بالاتر ی داشته باشد، بیشتر خواهد بود. دیجی من بابت این فعالیت از سازمان بستانکار می‌شود.

3-    پس از تکمیل اطلاعات، اپلیکیشن موبایل سازمان در اختیار مردم محله قرار خواهد گرفت. این اپلیکیشن از سایتهای معتبر دانلود اپلیکیشن قابل نصب و دانلود بوده و از طریق پیامک به مردم محله اطلاع‌رسانی می‌شود.

4-      کاربران قادر خواهند بود تمام خدمات محلی را از طریق این اپلیکیشن دریافت کنند:

 کالاهای سوپرمارکتی و مایحتاج روزانه  را آنلاین سفارش داده و درب منزل تحویل بگیرند.

برای تعمیرات پس از مقایسه قیمتها، یک تکنسین درخواست ‌کنند.

لوازم خانگی و ماشین خود را معامله ، بیمه یاتهانر ‌کنند.

نرم افزار، موسیقی یا کتاب سفارش دهندو ...

6-      تمامی اعضای سیستم برای فعالیت بایستی از نقدینگی یا اعتبار خود در سیستم استفاده کنند. هر عضو اعم از ارائه‌دهندگان خدمات یا خانواده‌ها با عضویت در سامانه و انجام تراکنشهای موفق، و اخذ تایید از دیجی من در سامانه رنک می‌گیرند و این رنک به عنوان اعتبار آنها در سامانه قابل تهاتر و خرج کردن است.

7-      از محل تراکنشهای مالی تمام اعضا،  پورسانت کمی به شبکه پرداخت می‌شود. مجموع این پورسانتها درآمد پایه سازمان در آن محله است که بین دیجی من و سازمان مطابق با توافق اولیه تقسیم می‌شود.

کانال هوشمند فروش کالا و خدمات باعث هدایت جریان نقدینگی جاری در صنعت خرده فروشی در یک شبکه همگن و متوازن شده و با افزایش تعداد کالاهای در معرض دید در یک خرید دیجیتال  نسبت به خرید حضوری )، باعث فعال شدن پتانسیلهای نهفته بازار می‌گردد.

مصرف کننده ترجیح می‌دهد با فعالیت در این شبکه جدید با گردش مالی بالا ، و ایجاد اعتبار برای خود از تخفیف، پروموشن، خرید اعتباری، تهاتر ، سود سهام و دهها مزیت مالی این شبکه سود ببرد. این تشویقات مالی باعث خواهد شد، خانواده ها نقدینگی مربوط به خریدهای روزمره را در سیستم  مالی شبکه هوشمند  فروش کالا و خدمات نگهداری نموده  و شبکه از مزایای مالی میلیونها تراکنش مالی منتفع گردد. حرکت به سمت رفاه بیشتر، که ناشی از بکارگیری یک شبکه قوی از اطلاعات و سفارشات آن‌لاین است، برای جامعه جذاب بوده و هم‌زمان تنوع خواهی، سرمایه‌گذاری و رفاه طلبی جامعه را پاسخگو خواهد بود.

 



[1] Fast Intelligent Shopping Hub(fishopping)

[2] Virtual Organisation

طبق تعریف سازمانهایی که دارای سرمایه‌های غیر ملموس مشخص بوده و از مرزهای سنتی فراتر رفته‌اند، سازمانهای مجازی نام دارند. چنین سازمانهایی در تجارت خود از شرکای خارجی استفاده  می‌کنند، که به آنها دست اندرکاران سازمان مجازی می‌گویند.

[3] DigiMan (digital Man)

 

 

کلیه حقوق سامانه یکپارچه‌سازی فروشگاههای ایران متعلق به فیشاپینگ می باشد.